![]() |
![]() |
|
| آری عزیزان به همه بگوئید قلبش دنبال یارش بود وبگوئید معشوقشو دوست داشت ولی فرصت دیدار نبود |
|
تا كي دراين خواب تو را جستجو كنم تا كي با تو بودن را دردل آرزو كنم تا كي در اين وادي شبها با اشك ، عقده ي دل خالي كنم از اندوه مرگ آور قلبم با كه سخن گويم يا بي تو بي وفايي را در كه جستجو كنم بگو به من بي تو سحرگاه نام كه را صدا كنم در كدام آينه نقش چشمان تو بينم تا مثل تو آسان فراموشت كنم .
نمیدونم چی بگم.با اولین نگاه زندگیمو باختم.دقیقاً۸/۱۰/۱۳۸۲بعد از اون هم طی ۱سال بهش وابسته شدم.بعد از ۱سال هم به خاطر کنکورم دیگه ندیدمش.تا شهریور امسال(حدوداً۹ماه هر روز باهاش بودم و میدیدمش) که توی خیابون ایران زمین دیدمش.مثل یه جنازه یخ کردم تمام بدنم میلرزید(مثل الان) دوست داشتم باماش حرف بزنم ولی فکر کردم شاید به لرزش صدام شک کنه.همین شد که در یک لحظه تصمیم گرفتم راهمو عوض کنم.بیچاره سر جاش خشکش زده بود.دوستم که از ماجرا چیزی نمی دونست گفت چرا اینجوری شدی؟؟آشنا دیدی؟؟گفتم نه!!.تا خونه پیاده رفتیم ولی هنوز خوب نشده بودم.انگار هیچکسی رونمیدیدم.از خودم بدم می یاد که با یه نگاه اینجوری شدم.نمیدونم شاید نباید این حرفارو اینجا بگم.ولی انقدر برای خودم مرور کردم که دیوونه شدم. ببخشید خیلی گفتم.بهتره برم. راستی ممنونم که به من سر میزنید.هرموقع کهupکردید خبرم کنید. ممنون |
|
+ نوشته شده در
84/09/12ساعت 14:49 توسط عاشق دلداده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عاشق دلداده متولد11/11/1365ودانشجوی مهندسی صنایعه.داریوش,ابی,گوگوش,هایده وپویا رو دوست داره.تهرانیه و.........
|
|
RSS
|